همین اول کار باید بگویم قرار نیست شما در این محتوا با زندگی‌نامه‌ای خودنوشت سروکار داشته باشید، ولی می‌خواهم داستان مسیر پرپیچ‌وخم ورود خودم به این حوزه را برای خوانندگانی تعریف کنم که در صنعت فناوری کار نکرده‌اند. من کارم را به‌عنوان یک طراح مد شروع کردم. قصد نداشتم بلافاصله در حوزه فناوری کار کنم، اما خب این اتفاق افتاد. من که در زمینه مد فعالیت می‌کردم، دوست داشتم ببینم چیزها کجا و چگونه ساخته می‌شوند. من در آن دوران کمتر به اینکه کی یا چی «باحال» است اهمیت می‌دادم، مگر اینکه به من کمک می‌کردند تا مشکلی را حل کنم. من از نحوه کار صنعت مد ناامید شده بودم. بنابراین وقتی به این نتیجه رسیدم که مسیر صنعت طراحی مد دیگر به دردم نمی‌خورد، برای اطرافیانم تعجب‌آور نبود. اوایل به دنبال فرصت‌هایی برای کار در حوزه فناوری‌های نوآورانه‌ای می‌گشتم که مهارت‌هایم می‌توانستند در آن‌ها ارزشمند باشند. تیمی در مؤسسه «ویس» (Wyss) در هاروارد یافتم که در حال ساختن «برون‌اسکلت‌های رباتیک نرم پوشیدنی» بود؛ پروژه‌ای که آن‌ها «اگزوسویت» (Exosuit) یا برون‌جامه می‌نامیدند. این پروژه، برنامه‌هایی متنوع داشت: از برنامه‌های نظامی تا توان‌بخشی به افرادی که سکته مغزی کرده بودند. ورود من به این پروژه به‌شکلی خاص و درخشان آغاز نشد. من شروع کردم به دوختن نمونه‌های اولیه و پس از مدتی به قسمت‌های دیگر فرایند توسعه راه یافتم: نظارت بر مرحله آزمایش کاربر نهایی و پیشنهاد پیشرفت (suggesting improvements). اگرچه در آن زمان لزوماً خیاطی چیزی نبود که من را هیجان‌زده کند، این حس که ساختن وسایل پوشیدنی می‌تواند به افراد کمک کند تا حرکت کنند و در نتیجه زندگی‌شان تغییر کند، باعث می‌شد حسابی شاداب شوم.اندکی پس از کار در مؤسسه ویس، به سانفرانسیسکو نقل‌مکان کردم و در گروه «آدرلَب» (Otherlab)، کار روی پروژه‌ای مشابه را آغاز کردم. من به فناوری‌های ساخت این لباس‌ها و اینکه چگونه از برخی از آنها برای بهبود فرایندها و محصولات در صنعت مد استفاده می‌شود، علاقه‌مند شدم. دست‌آخر، کارم را در حوزه رباتیک رها کردم و شرکتی برای ایجاد تکنیکی خودکار جهت ساختن سوتین‌های متناسبِ سفارشی‌دوزی‌شده تأسیس کردم. این شرکت پس از یک سال شکست خورد و من شروع کردم به فکر کردن درمورد دلیل شکستش. می‌خواستم یک سیستم نرم‌افزاری برای اندازه‌گیری سایز کاربر ایجاد کنم و دستورالعمل‌ها را برای دستگاهی ارسال کنم که با حداقل دخالت انسان لباس تولید کند. ولی من اطلاعات پیشرفته‌ و سطح‌ بالای چندانی درمورد چگونگی ساختن نرم‌افزار برای انجام این کار را نداشتم. راهنمایی که ای کاش در اختیار داشتم تجربه من در یادگیری هوش مصنوعی ناامیدکننده بود. هدفم از نوشتن این محتوا پدید آوردن منبعی بود که بتواند بخشی از ناامیدی دیگر افراد کنجکاو، به‌ویژه در صنعت مد را از بین ببرد. در حالی که داشتم گزینه‌هایم را برای شغل بعدی بررسی می‌کردم، شروع به نوشتن کردم. درمورد طیف گسترده‌ای از فناوری‌ها نوشتم و فهرستی از شرکت‌های نرم‌افزاری و فناوری تهیه کردم که وارد عرصه مد شده بودند. نوشتن فرصتی فراهم کرد تا با افرادی که در این فضا مشغول به کار بودند گفت‌وگو کنم و همچنین درمورد آنچه روی آن کار می‌کردند و مسیر شخصی‌ای که برای رسیدن به این نقطه طی کرده بودند یاد بگیرم. باید تصمیم می‌گرفتم که در آینده چه‌کار کنم. در آن زمان از دوستانم خواستم راهنمایی‌ام کنند و مدام یک توصیه می‌شنیدم: «برنامه‌نویسی هر روز موضوعیت بیشتری پیدا می‌کند.»اوایل با خودم می‌گفتم برای من که الان در منطقه خلیج سانفرانسیسکو زندگی می‌کنم این توصیه چندان کارآمد نیست، اما وقتی با دقت بیشتری به اطراف نگاه کردم، شواهد بیشتری برای اثبات این گفته یافتم؛ شرکت‌هایی که به‌اعتقاد من بیشترین تأثیر را بر صنعت مد گذاشته بودند، تقریباً همه‌شان شرکت‌های نرم‌افزاری بودند. به نظرم کسب مهارت‌های برنامه‌نویسی تقریباً به درد هرچیزی می‌خورد که می‌خواستم در آینده روی آن کار کنم، از جمله شرکتی که به دنبال تأسیسش بودم.تصمیم گرفتم کدنویسی را یاد بگیرم. هدفم هرگز این نبود که مهندسی ماهر شوم. دلم می‌خواست آنقدر تجربه کسب کنم تا بتوانم خیلی خوب آن را بفهمم. وقتی تصمیم گرفتم کدنویسی یاد بگیرم، کارهای زیادی برای رسیدن به این نقطه در پیش داشتم تا بتوانم آن را به هدفی مناسب تبدیل کنم. در آغاز نمی‌دانستم اصطلاح نرم‌افزار به یک فضای فنی عظیم، گسترش می‌یابد و برخی از شاخه‌های آن به مهارت‌هایی احتیاج دارند که لزوماً با هم همپوشانی ندارند. به‌عنوان فردی که با این حوزه غریبه بودم، نمی‌توانستم تفاوت‌های جزئی و ظریف در این صنعت را تشخیص بدهم. احساس می‌کردم رسیدن به آن چقدر دور از دسترس است و چقدر با درک من فاصله دارد. من، خودم، هوشم و توانایی درکم را زیر سؤال بردم. شکست دوباره: از دوستانم پرسیدم آنها چگونه یاد گرفتند و توصیه می‌کنند چه کاری انجام بدهم. بسیاری از آنها گذراندن دوره مقدماتی علوم کامپیوتر و برنامه‌نویسی OpenCourseWare دانشگاه «ام‌آی‌تی» (MIT) را توصیه کردند. در طول شش ماه، سه بار در این دوره‌ها ثبت‌نام کردم، قبل از اینکه اعتراف کنم این دوره‌ها به دردم نمی‌خورند. افراد زیادی در این روند به من شک داشتند و در آن مرحله حتی برخی از دوستداشتنی‌ترین و حامی‌ترین افراد در زندگی‌ام شروع کردند به منصرف کردنم. آنها می‌گفتند شاید عدم توانایی من در اتمام این دوره‌ها به این معنی باشد که من علاقه چندانی ندارم. از بسیاری جهات، این شکست رنجیده‌خاطرم کرد.یکی از دلایل مهمی که باعث شد نتوانم این دوره را به پایان برسانم این بود که نمی‌فهمیدم چه مهارت‌هایی را می‌توانم از آن کسب کنم. نمی‌توانستم نتایج آنچه را می‌آموختم ببینم و به‌عنوان شخصی که یادگیری‌ام بسیار بصری است، اینکه نتایج را ببینم برایم لازم بود. فکر کردم گذراندن دوره به من کمک می‌کند تصویر کلان‌تر را درک کنم. پیدا کردن یک ورودی: من به دنبال ورودی متفاوت به دنیای نرم‌افزار و برنامه‌نویسی بودم. این بار دنبال نقطه ورودی گشتم که بلافاصله بتوانم نتایج آنچه را یاد می‌گیرم، ببینم. بنابراین، با زبان نشانه‌گذاری ابرمتنی (اچ‌تی‌ام‌ال) و شیوه‌نامه آبشاری (سی‌اس‌اس) مقدماتی شروع کردم و متوجه شدم این نقطه ورود من است. بعداً فهمیدم به این کار توسعه وب فرانت‌اند می‌گویند. در حالی که اکنون همه اینها به نظرم بسیار واضح و بدیهی‌اند، در آن زمان چنین نبود؛ آن موقع فهمیدن این موارد برایم بسیار سخت بود.با گذشت زمان، موانعی که بر سر راه فهمیدنم بودند، کمتر و کمتر شدند و جلو رفتن آسان‌تر و آسان‌تر شد. هیچ راه‌حل جادویی خاصی وجود نداشت، هرچه بود پشتکار بود و پشتکار. پیدا کردن آن نقطه ورود مهمترین مسئله برای من بود. اگرچه درک اولیه‌ام عمق چندانی نداشت، بستری برای شروع پرسیدن و پرده برداشتن از اکوسیستمی بزرگ برایم فراهم کرد: این بستر نرم‌افزار بود. بعد از یادگیری اچ‌تی‌ام‌ال و سی‌اس‌اس، جاوااسکریپت و پایتون را یاد گرفتم. یادگیری اینها باعث شد به‌شکلی کلی‌تر به نرم‌افزار فکر کنم و ایده‌هایم را بیشتر توسعه دهم. در حالی که هرگز قصد نداشتم مهندس نرم‌افزار شوم، برای من، یادگیری کدنویسی گامی بسیار مهم و بلند در مسیر رفتن به گوگل بود و کمک کرد مدیر محصولات این شرکت شوم. یادگیری درمورد هوش مصنوعی: وقتی شروع کردم به یادگیری درمورد هوش مصنوعی، دوباره با همان چالش روبه‌رو شدم. مباحث موجود در هوش مصنوعی مفاهیمی پیچیده‌اند که هنوز هم آنها را درک نکرده‌ام. این بار، مشکل پیچیده‌تر بود، زیرا به اطلاعاتی بنیادین متکی بود که من بعضی اوقات نداشتم. منابع موجود برای یادگیری درمورد هوش مصنوعی معمولاً به دو حالت کلی وجود دارند:1. ادبیات فنی که عمیقاً بر ریاضیات و به کار بستن آن متمرکز است و تا آنجا غرق در معادلات پیچیده است که اطلاعات کافی برای درک موارد پیشرفته آن وجود ندارد.2. منابع مربوط به کسب‌وکارها و بازاریابی، که دلایل زیادی را برای استفاده از هوش مصنوعی مطرح می‌کنند، اما این منابع محدودند و هیچ توضیحی درمورد اینکه هوش مصنوعی چیست یا چگونه کار می‌کند، نمی‌دهند.خلاصه که اطلاعات کافی برای فهمیدن آن وجود نداشت.راهنمایی که ای کاش در اختیار داشتم تجربه من در یادگیری هوش مصنوعی ناامیدکننده بود. هدفم از نوشتن این مطلب پدید آوردن منبعی بود که بتواند بخشی از ناامیدی دیگر افراد کنجکاو، به‌ویژه در صنعت مد را از بین ببرد. این محتوا برای کمک به افراد جهت یافتن یک نقطه ورود مناسب و به دست آوردن درکی پیشرفته است که من در تحقیقاتم به دنبال آن بودم. این راهنمایی است که ای کاش من هم هنگام یادگیری در اختیار داشتم. اگرچه زاویه دید و چشم‌انداز حاضر به‌طور خاص بر صنعت مد متمرکز شده است، معتقدم این محتوا برای هرکسی که یادگیری درمورد هوش مصنوعی را تازه شروع کرده، مفید و به‌دردبخور است، زیرا نمونه‌هایی که در صنعت مد از آن‌ها استفاده می‌شود، در صنایع دیگر نیز بسیار کاربرد دارند.این فصل‌ها برای پاسخگویی به برخی از پرسش‌های اساسی طراحی شده‌اند و دریچه‌ای رو به جهان هوش مصنوعی می‌گشایند. همان‌طور که می‌دانید، همیشه چیزهای بیشتری برای یادگیری وجود خواهند داشت. رباتیک رباتیک،به‌ویژه در تولید پوشاک، حوزه‌ای منحصربه‌فرد برای مطالعه محسوب می‌شود که البته نیازمند تخصص در مجموعه‌ای از رشته‌ها از جمله مد، مهندسی مکانیک و یادگیری ماشین است. سال‌هاست که ربات‌ها در محیط‌های صنعتی در ساخت خودروها، هوافضا و سایر صنایعی که بیشتر از قطعات سخت استفاده می‌کنند، به کار گرفته می‌شوند.تولید رباتیک در صنعت مد، به دلیل پیچیدگی‌های مربوط به سروکار داشتن با پارچه، هنوز زمینه‌ای نوپا به شمار می‌رود. با وجود این،با پیشرفت در بینایی رایانه‌ای و الگوریتم‌های برنامه‌ریزی موردنیاز برای انجام کارهای پیچیده، رباتیک در حال به‌کارگیری در سطحی گسترده‌تر است. در صنعت مد، از پردازش زبان‌ طبیعی در برنامه‌هایی مانند تجارت محاوره‌ای، چت‌بات‌ها، طراحان مد متکی به هوش مصنوعی، طبقه‌بندی تصویرها و روندها و خریدهای لحظه‌ای، استفاده می‌شود.یافتن لباس‌هایی که دوست دارید، در اینترنت کار سختی است و نیازمند زیرورو کردن ده‌ها، صدها یا حتی هزاران فهرست است. یکی از مفاهیم فراگیر برای جلب‌توجه در خرده‌فروشی مد، تجارت محاوره‌ای است که از اواخر سال 2017 رشدی فزاینده یافت. با وارد کردن اطلاعات محصول در یک رابط مکالمه، برندها قادرند اختلاف‌نظرها را هنگام کشف محصول کاهش دهند و تجربه‌هایی بسیار شخصی را در اختیار مشتریانی قرار دهند که به دنبال محصولات، اطلاعات و خدمات مشتریان هستند. تجارت محاوره‌ای «من کسی را نمی‌شناسم که دوست داشته باشد با یک کسب‌وکار تماس بگیرد و هیچ‌کس دلش نمی‌خواهد مجبور باشد برای هر کسب‌وکار یا خدماتی که با آن سروکار دارد، اپلیکیشنی جدید روی گوشی‌اش نصب کند. ما فکر می‌کنیم شما باید بتوانید طوری به یک کسب‌و‌کار پیام دهید که انگار دارید به یک دوست پیام می‌دهید.»مارک زاکربرگ، هشتم فوریه 2016 هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به بخشی از مسیر ما در هر صنعت و کسب‌وکاری است. صنعت مد نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ از کشف محصول گرفته تا تولید رباتیک، هوش مصنوعی تقریباً به همه بخش‌های زنجیره ارزش مد راه یافته است.هدف فقط گفتن این نکته به صاحبان کسب‌وکارها و برندها نیست که چگونه هوش مصنوعی را در کارهای روزمره‌شان بگنجانند، بلکه کمک به خوانندگان است تا هوش مصنوعی را به مجموعه ابزارهایشان اضافه کنند. مقدمه هوش مصنوعی در حال تبدیل شدن به بخشی از مسیر ما در هر صنعت و کسب‌وکاری است. صنعت مد نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ از کشف محصول گرفته تا تولید رباتیک، هوش مصنوعی تقریباً به همه بخش‌های زنجیره ارزش مد راه یافته است.هدف کتاب حاضر فقط گفتن این نکته به صاحبان کسب‌وکارها و برندها نیست که چگونه هوش مصنوعی را در کارهای روزمره‌شان بگنجانند، بلکه کمک به خوانندگان است تا هوش مصنوعی را به مجموعه ابزارهایشان اضافه کنند.هوش مصنوعی حوزه‌ای بسیار کلان است این کتاب به دنبال این نیست که همه موضوعات را پوشش دهد، بلکه پایه‌ای برای درک آن است.این کتاب، با معرفی مختصر هوش مصنوعی آغاز می‌شود. پس از مقدمه، بخش‌های مختلف کتاب شروع می‌شوند: از محصولات مصرف‌کننده تا تولید. در راستای فراهم آوردن زمینه برای این کاربردها، هر فصل نقاط ضعف مشتری یا صنعتی را مرور و نمونه‌هایی واقعی را درمورد چگونگی استفاده شرکت‌های مد از هوش مصنوعی برای حل این مشکلات بررسی می‌کند.هر فصل با توضیح یک کاربرد مهم صنعتی و توضیح یک مفهوم اصلی فناوری، شکل گرفته است. در واقع، ساختار فصل‌ها به‌صورت افزایشی و انباشتی است؛ به این معنا که در هر فصل شما کمی بیشتر با کارکرد درونی هوش مصنوعی آشنا می‌شوید. در هر بخش، شما تقریباً به یکی از بخش‌های کسب‌وکار مد گام می‌گذارید و می‌بینید که در هر بخش چگونه به‌شکلی منحصربه‌فرد از هوش مصنوعی استفاده می‌شود. برخی از شباهت‌ها در استفاده از هوش مصنوعی وجود دارد، همان‌طور که در زمان شروع استفاده کسب‌وکارها از کامپیوتر وجود داشت. در ابتدا مردم تصور می‌کردند از کامپیوتر فقط در بخش‌های مربوط به ریاضی استفاده می‌شود، اما امروزه کامپیوترها همه‌جا حضور دارند. به‌سختی می‌توانید حوزه‌ای را تصور کنید که به کامپیوتر نیاز نداشته باشد. به همین ترتیب، ممکن است تصورتان این باشد که هوش مصنوعی فقط در یک ‌سری از صنایع خاص کاربرد دارد، اما امروز هوش مصنوعی در همه صنایع فراگیر شده است به‌کارگیری هوش مصنوعی در یک شرکت‌ بر همه بخش‌ها و ارکان آن تأثیر می‌گذارد، از طراحان گرفته تا مدیران ارشد. مدیران و کارمندان هر بخش می‌توانند نحوه کاربست فناوری‌های جدید را در تخصص مربوطه‌شان یاد بگیرند تا در نهایت فرایندها را بهبود بخشند. مبانی هوش مصنوعی: مد نه‌فقط مقاصدی عملی به دنبال دارد، بلکه جنبه‌هایی مرموز و کمیاب از انسان بودن را به تصویر می‌کشد. مد، همزمان احساس و خلاقیت انسان را برمی‌انگیزد. ظاهر ما و حتی گاهی احساس ما در این صنعت به هم گره خورده است. مد همیشه به جلو نگاه کرده و همگام با ظهور فناوری‌های جدید، آنها را به خدمت گرفته است. هوش مصنوعی نیز از این قاعده مستثنا نیست و به همان سرعتی که مد حرکت می‌کند، شتابان در حال جلو رفتن است. هوش مصنوعی، رشته‌ای از علوم کامپیوتر است که منطق هوش انسانی را مطالعه و بررسی می‌کند. این رشته به دنبال راه‌هایی برای درک نحوه اندیشیدن ما و بازآفرینی این هوش در ماشین‌هاست. هوش مصنوعی به دلیل ماهیتش به سراسر فعالیت‌های انسان تسری یافته و به شیوه‌های مختلف به هر صنعت پیوند خورده است.فصل مشترک مد و هوش مصنوعی فضایی غنی و گسترده محسوب می‌شود که به‌تازگی کشف شده است. با ادامه رشد هوش مصنوعی، درک آن برای دنبال‌کنندگان تازه‌کار و غیرمتخصص دشوارتر می‌شود. این چالش درک، مانعی بر سر راه پیشرفت منطقی بین این دو حوزه است. این محتوا مفاهیم اساسی هوش مصنوعی را بررسی می‌کند تا پایه‌ای برای درک کاربردهای آن در صنعت مد فراهم کند چرا هوش مصنوعی مهم است؟ در گزارشی با عنوان «وضعیت مد در سال 2018» (The State of Fashion 2018) که شرکت‌های «مک‌کنزی» و «بیزینس آو فشن» تهیه کرده‌اند، 75 درصد خرده‌فروشان قصد داشته‌اند در سال‌های 2018 و 2019 در زمینه هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری کنند. هوش مصنوعی در حال تغییر شیوه کسب‌وکاری صنعت مد در کل زنجیره ارزش مد است. عرضه تجربه‌های شخصی‌سازی‌شده و پیش‌بینی بهتر، صرفاً شروع کار است. در حال حاضر، بیش از سی درصد فعالیت‌ها در شصت درصد کسب‌وکارهای موجود در کلیه صنایع می‌توانند به‌صورت خودکار انجام شوند. اجرای برخی از این خودکارسازی‌ها و مهارت‌آموزی مجدد نیروی کار فعلی، هنوز زمان‌بر است. با این سرعت، جای تردید نیست که هوش مصنوعی به‌شکلی قابل‌توجه بر نحوه کار ما تأثیر می گذارد. یادگیری ماشین: یادگیری ماشین قسمت عمده‌ای از هوش مصنوعی را که امروزه در کسب‌وکارها به کار گرفته می‌شود، تشکیل می‌دهد. اهداف یادگیری ماشین، خودکارسازی فرایندها به‌منظور کاهش تلاش انسان و کشف الگوهای پیچیده‌ای است که انسان نمی‌تواند به‌تنهایی تفسیرشان کند.این قیاس کامل نیست، اما بیایید این‌طور فکر کنید که یادگیری ماشین برای برنامه‌نویسی، مثل چرخ‌خیاطی برای خیاطی است. قبل از اختراع چرخ‌خیاطی، تک‌تک کوک‌ها با دست دوخته می‌شدند. هنگامی‌که چرخ‌خیاطی اختراع شد، خیاطی سریع‌تر شد، چون دیگر یک انسان کوک نمی‌زد. با یادگیری ماشین، ما می‌توانیم برنامه‌هایی بنویسیم که پیچیدگی‌های بیشتری را بدون نیاز به کدگذاری همه جزئیات انجام دهند. در نهایت، درزها نمی‌توانند خودشان را بدوزند و یادگیری ماشین نیز برای کار کردن به نیروی انسانی احتیاج دارد.در یادگیری ماشین، از ماشین‌ها برای شناسایی الگوهای داده‌ها و پیش‌بینی مکرر مقادیر داده‌های ناموجود - که اغلب با وقایعی که در آینده رخ می‌دهند مرتبط‌ند - استفاده می‌شود. یادگیری ماشین شامل روش‌های زیادی برای یادگیری از داده‌هاست و بخش بزرگی از تحقیقاتی را که امروز در حوزه هوش مصنوعی انجام می‌شود، در بر می‌گیرد.